تبليغاتX
ترنم

ترنم

به نام یگانه هنرمند هستی

www.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COM
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 18:37  توسط حمیدعبدلی  | 

بنام خالق یکتا                                                                        

دنیای امروز دنیایی است مکانیزه و ماشینی که میتوان گفت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 4:26  توسط حمیدعبدلی  | 

انتخاب موسیقی برای کودکان

دنیای کودکان پر از صدا و موسیقی است و در همه جای جهان کودکان دارای این قابلیت هستند که نسبت به موسیقی واکنش نشان دهند. آنها علاقه فراوانی به جستجو در امکانات صوتی هرچیز دارند و از ایجاد صدا از اشیا لذت میبرند و اگر این صدا دارای ریتم باشد، میتواند کاملا آنها را مجذوب کرده و انگیزه موسیقایی آنان را تقویت کند.


کودکان از لحظه تولد و حتا قبل از آن با اصوات موجود در محیط اطراف خود خو میگیرند و بنابر میزان توانایی خود در تولید و جستجو در آواها و اصوات مختلف، با این پدیده ارتباط برقرار میکنند. از آنجایی که واکنش نشان دادن به صدا پیشرفته ترین توانایی در نوزادان است، کودک از همان ابتدای تولد باید از نظر موسیقی تغذیه شود.

خواندن ترانه های ریتمیک ملایم، حس آرامش و امنیت را در نوزاد حساس تقویت میکند. قرنهاست که لالایی های آهنگسازان بزرگ و ملودیهای جذاب خودانگیخته که به آهستگی زمزمه شود، کودکان را به خوابی آرام فروبرده است. در چنین حالتی، کیفیت صدای خواننده اهمیتی ندارد بلکه مهم ارتباطی است که از این طریق با کودک برقرار میشود.

کودکان در حدود سه سالگی علاقه ای واقعی به هر نوع فعالیت موسیقی نشان میدهند و این زمان بسیار مناسبی برای والدین و مربیان است تا در شناخت و درک ساختار موسیقی به کودک کمک کنند. هنگامی که موسیقی به شیوه ای آگاهانه و متناسب با درجه ادراک کودک به وی ارایه شود، بدون شک به شناخت و آگاهی او منجر خواهد شد.


در این سن، کودکان تقریبا در تمام زمان بیداری خود در حال جنب و جوش و فعالیت هستند از راه رفتن و دویدن گرفته تا بالا و پایین پریدن، سر خوردن، جهیدن، تاب خوردن و دست زدن. در بسیاری از موارد این حرکات میتوانند در سمت نمایشی کردن ترانه ها، داستانهای کوچک و ساده و قطعات کوچک موزیکال به کار روند. بازیهایی که همراه با موسیقی اجرا میشوند برای داشتن اوقاتی خوش که همراه موسیقی، فعالیت و سرخوشی است برای کودک و بزرگسال به یک اندازه مفید و نشاط آور است.


میتوان گفت که کودکان در سنین 4 و 5 سالگی، در زمینه به وجود آوردن موسیقی بسیار مصر و علاقمند هستند. آنها از هر گروه سنی دیگری به خلق موسیقی میپردازند، با دقت تمام در گوشه و کنار آن به کشف و جستجو میپردازند و موسیقی محرکی اساسی برای فعالیتهای آنان به شمار میرود. هنگامی که کودکان 4 و 5 ساله اند، برای تجربیات برنامه ریزی شده آمادگی بیشتری دارند و توجه کنید که باید تعادل در این برنامه ریزی رعایت شده باشد. به این ترتیب که زمانی برای شنیدن و شناخت ارزش موسیقی، خواندن، نواختن ساز و ایجاد صدا، ساختن شعر و موسیقی و خلاصه انواع فعالیتهایی که در این صحنه گسترده قابل اجرا هستند، اختصاص داده شود.

شنیدن موسیقی کاریست که میتواند در تمام مراحل فعالیتهای روزانه انجام شود. در واقع عادت به شنیدن موسیقی، پایه و اساس تمام تجربیات موسیقایی است. البته در این سن، کودک به مرحله ای رسیده است که میتواند مدت کوتاهی بنشیند و با دقت به یک اجرای کوتاه یا یک قطعه کوچک موسیقی ضبط شده گوش فرا دهد. قطعات داستانی مانند "پیتر و گرگ" اثر سرگئی پروکوفیف Sergei Prokofiev میتواند در چنین اوقاتی استفاده شود. این داستان به خصوص برای آشنایی با بعضی از سازهای ارکستر مناسب است.

یک فعالیت جذاب دیگر برای این کودکان، شنیدن یک قطعه موسیقی و ساختن داستانی برای آن است. همچنین داستانهایی که با موسیقی پرورانده شده باشند و دارای ریتم و ملودی باشند (در داستانهای زیبای فارسی، از گفتگوهای ریتمیک بسیار استفاده شده است و لزوما نباید به دنبال نمونه خارجی آن بود. از جمله کدوی قلقله زن، کک به تنور، عروسک ناز قندی، نمکی و...) چنین بازیهایی میتواند علاقه کودک به موسیقی را بسیار افزایش دهد.

خواندن ترانه شور و شوق فراوانی برای کودکان به همراه دارد. اکثر کودکان عاشق آواز خواندن و شنیدن آوازی که برای آنها خوانده شود، هستند. صدای کوچک این موسیقیدانان 4 و 5 ساله شاید برای تعقیب بالا و پایینهای موسیقی یک ترانه چندان قوی نباشد، والدین و مربیان باید توجه کنند که نباید بیش از حد توان کودک از او توقع کاری بینقص و خواندن بدون ایراد داشته باشند.


توجه کنید که در این سن ترانه هایی برای خواندن کودک مناسبند که بین نتهای "دو" وسط تا "لا" بعد از آن باشند. برای تشویق کودک به خواندن، باید از ترانه هایی استفاده کنیم که خواندن آن برایش ساده باشد، تعداد اوج و فرودهای آن اندک باشد و برای نواختن آن به تمام کلیدهای پیانو نیاز نباشد. ترانه هایی که از کلمات تکراری، عبارات موزون و الگوهای ریتمیک تکرار شونده برخوردار باشند بسیار مناسبند. از طرفی این اشعار برای پروش قدرت بیان و توسعه گنجینه لغت کودک نیز بسیار مناسب هستند.

اشعار مهدکودکی و ترانه هایی که از طریق شرکت دادن کودک در نوعی بازی و فعالیت مانند دست زدن، پای کوبی و ضرب گرفتن روی میز، شناخت موسیقی وی را تقویت میکنند نیز انتخابهای مناسبی هستند. هنگامی که کلمات شعر در ذهن کودک باقی ماند، میتوان برای افزودن به جذابیت آن و شمردن ضرب از یک ساز ساده کوبه ای استفاده کرد که در این میان میتوان به طبل، دایره زنگی، تکه های چوب و سنج اشاره نمود.

audio.gif "روز برف بازیه" ساخته ثمین باغچه بان از آلبوم "رنگین کمون"

بازیهایی که در طی آن انگشتان، دستها و اعضای دیگر بدن حرکت میکنند موجب آگاهی از تواناییهای جنبشی و همچنین هماهنگ سازی عضلات میشوند. آهنگها و حرکات ساده و ریتمیک متغیر کودک را با لایه های زیرین ریتم در موسیقی و همچنین با تاکیدها و کشیدگیهای صوتی آشنا میکنند. توجه کنید که هر قصه ای، حتا داستان ساکت و ساکن "موطلایی و سه خرس" هم میتواند با افزودن صدا، ریتم قدمهای خرسها وبه شعر تبدیل کردن گفتگوها به موضوعی برای ترانه خوانی و موسیقی تبدیل شود.

آنچه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، انتخاب موسیقی مناسب با سن کودک است. ترانه هایی انتخاب کنید که موضوع آن و کلمات اشعارش برای کودک جذاب باشد. کودکان کم سن به خصوص با ترانه های همراه با حرکت (مانند قطار بازی)، بازیهایی که با شعر خوانی انجام میشود (عمو زنجیر باف، گرگم و گله میبرم) ، ترانه هایی از برنامه های محبوبشان و اشعاری که دربر دارنده موضوعات زیر باشد لذت میبرند:
نام خودشان
کلمات بی معنی، خنده دار و موزون
خانواده و دوستانشان
احساسات
طبیعت و فصلها
تعطیلات
فعالیتهای مدرسه
بدن انسان
حیوانات

فراموش نکنید که هرچند ترانه های کوتاه برای کودکان جذاب تر است، اما اشعار پرسش و پاسخ یا داستانهای موزون طولانی تر هم برایشان جذاب است. سوال و جواب در ترانه خوانی، جنبه منطقی ذهن کودک را نیز تقویت میکند.
 


audio.gif "جای آهو" ساخته ثمین باغچه بان از آلبوم "رنگین کمون"

یک عنصر کلیدی دیگر که هنگام انتخاب موسیقی برای کودکان، توجه داشتن به تناسب میان کلمات و ملودی ترانه است. معنی کلمات باید در سبک موسیقی منعکس شده باشد. جمله بندی اشعار و ملودی نیز باید همزمان و منطبق بر یکدیگر باشد. در واقع کلمات و ملودی باید مانند آستر و رویه، یکدیگر را کامل کنند.

به یاد داشته باشید که یکی از اساسی ترین اهداف موسیقی، غنی کردن زندگی کودک از طریق تجربیات موسیقایی او و کمک به پرورش حس زیبایی شناسی اوست. وجود یک برنامه متعادل در کنار سایر فعالیتهای زندگی کودک میتواند بسیار رضایت بخش باشد و پرداختن به موسیقی نباید به شکل یک وظیفه اجباری و زجر آور به او تحمیل شود.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 20:0  توسط حمیدعبدلی  | 

کودکان عاشق موسيقی هستند.

کودکان عاشق موسيقی هستند. آن را با تمام وجود احساس می کنند. شايد بارها و بارها با بچه هايی مواجه شده ايد که در حال بازی يا نقاشی در حال آواز خواندن هستند. همه ی بچه ها در برابر صدای موسيقی عکس العمل نشان می دهند و حتی به حرکات موزون می پردازند. 

بچه ها گاهی خود را به جای فرشتگان، زمانی به صورت مرغان پرنده و يا فيل های قوی هيکل تصور کرده و به آهنگ موسيقی می رقصند، راه می روند و يا فقط آن را گوش می کنند. زيرا موسيقی زيباست و کودکان از آن لذت می برند.
قيافه جذاب و مجذوب کودکان و نوجوانان در هنگام شنيدن يک قطعه موسيقی که توسط نوازنده ای نواخته می شود، يک صحنه ی تماشايی است. کودکان دوستدار سرودهای دسته جمعی هستند. گاهگاهی نيز آهنگ هايی يا اشعاری آهنگين  را برای دوستان
يا بزرگترها می خوانند.

 در اين ميان روش های آموزش موسيقی به کودکان و نوجوانان -که آميخته ای از اصول روانشناسی، علم موسيقی، علم آموزش و پرورش و ده ها پارامتر ديگر است می تواند نقش به سزايی را ايفا کند.

موسيقی کودکان و نوجوانان که با نام بنيانگذار آن آقای " کارل ارف " (1982-1895)، آهنگساز معاصر آلمانی و خالق اپرای معروف کارمينا بورانا (1938) اجين گشته است، روش" ارف " ناميده می شود.

روش ارف بهترين و کارآمدترين روش آموزشی در زمينه تعليم مبانی موسيقی به کودکان و نوجوانان است.هدف اين نوع آموزش موسيقی تربيت موسيقی دان و نوازنده نيست ، گرچه اين نوع آموزش ابتدايی می تواند انگيزه فراگيری موسيقی را به صورت جدی تر در کودکان و نوجوانان به وجود آورد و راهگشای پرورش موسيقی دانان قابلی باشد ، اما آنچه در اين مقطع در درجه ی اول اهميت قرار دارد؛ آموزش عمومی آن و آشنايی همه کودکان از با استعدادترين تا كم استعدادترين آنها با دنيای موسيقی است . در اين روش برای آشنايی کودک با موسيقی علاوه بر مبانی نظری که به طرز خاص برای او مطرح می گردد ؛ برای اجرای موسيقی از سازهايی ساده نظير " فلوت ريكوردر" و سازهايی مخصوص ارف مثل "بلز" و "زيلفون " استفاده می شود که نوازندگی آنها آسان است و هر کودکی با هر ميزان توانايی می تواند آنها را به صدا درآورد و از دنيای زيبای موسيقی لذت ببرد.

از مهمترين اهداف موسيقی برای کودکان می توان به موارد زير اشاره کرد :ب

  •  تقويت حس همکاری در کار گروهی که باعث می شود رفتار کودک در زندگی اجتماعی جهتي مثبت بگيرد .

  • شکوفا شدن خلاقيت کودکان در زمينه موسيقی .

  • پايه گذاری اصول اصلی و زير بنايی علم موسيقی.

  • شناخت و توانايی کودکان از موسيقی .

  • آشنايی کودکان با سازهای فلوت ريکوردر و ارف تا انتخاب رشته ای تخصصی تر از علم موسيقی .

  • اجرای قطعات موسيقی به صورت گروهی و تقويت حس نوازندگی در کودکان و در نتيجه تقويت حس همکاری و انجام وظيفه محوله .

  • تقويت خوب شنيدن و زبان گفتاری در کودکان و نوجوانان .

  • درک قوی از موسيقی توسط کودک و نوجوان .

  • انتخاب ساز مورد علاقه توسط خود کودک و نوجوان .

  • آشنا شدن کودکان ونوجوانان با سازهای ملی و جهانی، تا هر کودک و نوجوان با توجه به علاقه و استعداد خود به طور آگاهانه و با نظر مربی اقدام به انتخاب  ساز تخصصی کند.

در روش آموزشي روش ارف، کودکان به چند گروه سنی تقسيم می شوند که کلاس ها با توجه به مقطع سنی ؛ متفاوت است . 

الف ) مقطع سنی 6 و 5 سال

ب ) مقطع سنی اول و دوم و سوم دبستان

ج ) مقطع سنی چهارم و پنجم دبستان

د ) مقطع سنی دوران راهنمايی

 
 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:42  توسط حمیدعبدلی  | 

رابطه یک کودک با موسیقی

 ذر معرض موسیقی قرار گرفتن و شرکت فعال در خلق آن می‌تواند زندگی یک کودک را هم آنی، هم در بلندمدت غنا بخشد و در او خلاقیت و شکوفایی برانگیزد. ارزش‌های فرهنگی را به وی منتقل کند و به رشد جسمانی، فکری و اجتماعی او کمک کند. بعد از سال‌ها کاهش بودجه‌های مربوطه، مسئولان حوزه‌های آموزشی در آمریکا در ش‍ُرف بازگرداندن برنامه‌های موسیقی و سایر هنرها به مدارس هستند. در سال ۱۹۸۰ تنها در دو ایالت آموزش هنر برای فارغ ‌التحصیلی اجباری بود؛ اکنون در ۲۸ ایالت چنین است.

ریکوردر یکی از مناسبترین سازها برای شروع
            آموزش موسیقی به کودکان است.


تحقیقات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی، اثرات مثبت کوتاه‌مدت و بلند‌مدت بر قدرت استدلال انتزاعی۱ دارد.
معروف‌ترین این مطالعات به نام «اثر موتزارت»۲ است. در این بررسی دانشجویانی که به یک سونات پیانوی موتزارت گوش داده بودند، هشت نمره بالاتر از گروه کنترل در تست هوش کسب کردند. در مطالعات دیگر، مهارت‌های ذهنی کودکان پیش دبستانی و دبستانی، ‌پس از آموختن موسیقی‌، پیشرفت‌های محسوسی نشان داده است.

توجه دوباره به افزودن موسیقی به برنامه درسی مدارس همچنین متأثر از کار روان‌شناس معروف «هاوارد گاردنر»۳ است. این روان‌شناس در مطالعه مهم خود به نام «چارچوب‌های ذهنی»۴ محدودیت‌های مفاهیم سنتی هوش را به چالش کشیده است و توانایی‌های موسیقی را یکی از هفت مبانی هوش شناخته که باید پرورانده و تقویت شود.

رابطه یک کودک با موسیقی، قبل از تولد آغاز می‌شود. مطالعات نشان داده است که نوزادان در صورتی که در سه ماه آخر حاملگی به نغمه‌های موسیقی گوش داده باشند رفتارشان تغییر می‌کند. نوزادان به شدت۵ و نواک۶ صداها حساس‌اند و حتی عکس‌العمل‌های متفاوت به سبک‌های متفاوت موسیقی دارند. در اولین ماه‌های تولد، نوزادان، قدرت چشمگیری برای تشخیص نواک‌های مختلف دارند و در سه ماهگی، کودک می‌تواند نواک‌های مشخص را با دقت بسیار تکرار کند. حس نواک در کودک، همچنین در رشد قدرت تکلم او نقش دارد. این احساس، الگوی تکلم بزرگسالان را قابل فهم‌تر می‌گرداند. در آغاز، نواک‌ها و ریتم‌‌های مکالمه کودکانه که «به زبان مادر یا اولیا»۷ شناخته می‌شود، اغراق‌آمیز است.

پس از آن، خصوصیات تکلم عادی بزرگسالان را به خود می‌گیرد مانند وقتی که صدا در پایان یک جمله سؤالی اوج می‌گیرد. همچنین شناخت ساختارهای موسیقی که در فرهنگ او وجود دارد، در کودکی آغاز می‌شود. کودکان شش‌ماهه، قادرند که ارتباط‌های تونال را در طیف وسیعی از گام‌های موسیقی تشخیص دهند. این قدرت در مورد فرهنگ‌هایی که با فرهنگ خودشان تفاوت‌های عمده دارد هم صادق است. در یک سالگی این باز بودنِ ذهن کودک کم‌کم از بین رفته و انتظارات موسیقایی کودک با فواصل صوتی موسیقی فرهنگ خود او شکل می‌گیرد.

کودکان، تلاش‌های ابتدایی خود را برای آواز خواندن از هشت ماهگی هم می‌توانند آغاز کنند و از خود صداهای موسیقایی درآورند و تا دوازده ماهگی قدرت خود را برای تکرار الگوهای نواک مشخص نشان می‌دهند. تا هجده‌ ماهگی هماهنگی بین حرکات و ریتم و توانایی تکرار فواصل ملودیکِ به‌خصوص (در مقابل نواک‌های تکی)، رشد می‌کند. وقتی آواز خواندن واقعی آغاز می‌شود، ‌بین سال‌های دوم و سوم زندگی، ابتدا کلمات را می‌آموزد، پس از آن ریتم و سپس نواک. تا پنج سالگی، کودک صاحب رپرتوآری از آوازهاست.

بچه‌های کودکستانی می‌توانند نوعاً عبارات موسیقایی را تشخیص دهند و مفهوم سرعت۸ و پویایی۹ را می‌فهمند. (سرعت به معنای تندی یا کندی و پویایی به معنای قوت یا نرمی صدا).
هفت‌ساله‌ها تفاوت‌های نواک را حتی به کوچکی ۴/۱ پرده می‌توانند دریابند. بین سن پنج تا هشت سال حساسیتی نسبت به مفهوم مایه۱۰ (قطعه در چه گامی است) در او رشد می‌کند و همراه آن قدرت تشخیص تغییرات در هارمونی. همین حساسیت در او برای تشخیص مایه‌های ماژور و مینور ظهور می‌کند و کودک می‌تواند انتقالات گام‌ها در ملودی را تشخیص دهد یا فرودهای۱۱ ناتمام را مشخص کند. (منظور کادانسی است که روی درجه І گام تمام نمی‌شود.)

یک استعداد خاص در موسیقی که می‌گویند تحت تأثیر هم محیط و هم وراثت است، موضوع نواک تام۱۲ است، یعنی کودک قادر است که نواک دقیق هر صدا را تشخیص داده و به نوبه خود هر نواک را به دقت بازسازی کند بدون آنکه نواکی آغازین به عنوان نقطه مرجع داشته باشد. (به کسی که بتواند نواکی را با کمک نقطه عطف به‌خصوص بخواند، ‌که خود مهارتی به‌خصوص و باارزش است‌، نواک نسبی۱۳ می‌گویند.)
گرچه بسیاری از موسیقی‌دانان تربیت‌شده نواک تام ندارند، ولی تربیت موسیقی به رشد این استعداد کمک می‌کند و در میان موسیقی‌دانان حرفه‌ای متداول‌تر از مردم عادی است. تحقیقات اخیر نشان داده که نواک تام در خانواده‌ها ارثی است. محققان به دنبال مطالعه DNA بعضی از این خانواده‌ها هستند تا شاید ژن به‌خصوص آن را پیدا کنند.
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
یکی از بهترین راه‌هایی که پدر و مادر می‌توانند علاقه به موسیقی را در کودکان خود برانگیزند، آن است که خود نمونه مثبتی برای آنها شوند، عشق خود را به موسیقی نشان دهند، بچه‌های خود را از سنین بسیار پایین با موسیقی و کنسرت آشنا کنند و برای آنها و به همراه آن‌ها در منزل آواز بخوانند.

نوزادانی که در منزل موسیقی می‌شنوند اغلب حتی پیش از حرف زدن می‌توانند آواز بخوانند. از اول، والدین می‌توانند فرآیند آشنایی کودک را با موسیقی از طریق آواز خواندن برای او تقویت کنند.
نوزادان، ‌در همه جای دنیا‌، لالایی و آوازهای آرام دیگر را که دارای نواک محدود و الگوی ملودی ساده و تکراری هستند ترجیح می‌دهند. در اواسط سال اول می‌توان آوازهای زنده‌تری را بر آنها افزود و آوازهای سؤال و جوابی‌مانند

«Old McDonald» را با شرکت کودکان و حرکات موزون با آن‌ها خواند. آوازهای مورد علاقه بیشتر آنهایی هستند که اشعاری درباره حیوانات یا با صدای حیوانات دارند و یا به قسمت‌هایی از بدن اشاره دارند که می‌توانند همراه با ریتم آهنگ لمس شوند. آواز خواندن می‌تواند نوزاد را آرام کند و تسلط او را بر لغات تقویت کند. این کار می‌تواند همراه با انجام کارهای متداول در منزل و خانواده باشد.

نوزادان همچنین می‌توانند از گوش دادن به اسباب‌بازی‌های موسیقی‌دار و اسباب‌بازی‌های حیوانات که آواز می‌خوانند بهره بگیرند. بین سنین شش تا نه ماهگی می‌توانند با وسایل موسیقی به شکل اسباب‌بازی‌های کوکی بازی کنند.

در این مرحله کودک دوست دارد تا از صداها تقلید کند و با موسیقی حرکت کند. پدر و مادران نباید از اینکه کودک یک آواز را خارج بخواند یا ضرب مناسب را حفظ نکند نگران شوند.

این‌ها قدرت‌هایی هستند که بعدها رشد خواهند کرد. رشد موسیقی در کودکان می‌تواند به وسیله شنیدن انواع موسیقی به‌خصوص موسیقی زنده و موسیقی‌هایی که کودک دوست دارد تقویت شود. بازی‌های با موسیقی هم که شامل هم آواز خواندن و هم حرکت باشد، در همین جهت مؤثر است. در این مرحله کودکان همچنین می‌توانند از وسایل با ریتم ساده استفاده کنند. مانند زدن روی طبل یا سازهای کوبه‌ای دیگر، تکان دادن ماراکس واقعی یا خانگی (نوعی جغجغه) و به صدا درآوردن ب‍ِلز. برای کودکان در این مرحله می‌توان در تمام مدت روز، چندین بار آواز خواند حتی در درون اتومبیل.

کودکان پیش‌دبستانی می‌توانند بازی‌های زیر و بمی صوتی را انجام دهند و آغاز به شناسایی صدای سازهای مختلف کنند و با عکس‌های آن‌ها تطبیق دهند. اگر در منزل پیانو وجود داشته باشد می‌توانند با آن آغاز به تمرین کنند. بازی‌هایی که شامل دست زدن و حرکت هنگام موسیقی است و با حرکت موسیقی جلو می‌رود و می‌ایستد، در این سنین بسیار محبوب هستند.

در جریان یاد گرفتن و تسلط بر آوازها که در آن شعرخوانی فردی و آواز جمعی پشت سر هم می‌آیند، کودک به فرم‌های موسیقی آگاهی می‌یابد. کودکان پیش‌دبستانی همچنین می‌توانند حکایات کوچک درباره آهنگسازان و آهنگ‌های آن‌ها یاد بگیرند.

رویکردهای گروهی سیستماتیک مختلف برای آموزش موسیقی، که همگی از خارج آمده‌اند، در مقطع پیش‌دبستانی آغاز می‌شود.

 

کودک در آغاز به نوار قطعات موسیقی مورد نظر گوش داده و سپس آن ‌را حفظ می‌کند. پس از آن مطالعه مفاهیم موسیقی در درس‌های بعدی او گنجانده می‌شود.
پدر و مادران که هم در درس‌های خصوصی و هم در کلاس‌های دسته‌جمعی شرکت می‌کنند، در جلسات تمرین شرکت فعال داشته و هم‌پای کودکان خود یاد می‌گیرند. گروه‌بندی‌های دسته‌جمعی مرتب، برای اجرای موسیقی با سایر کودکان جزء جدانشدنی این برنامه است.

یک برنامه دیگر ژاپنی، برنامه پرورش موسیقی «یاماها»۱۵ است، که هم در موسیقی کلاسیک و هم موسیقی‌های عامیانه، زمینه‌های اولیه را در دسترس دانش‌آموزان قرار می‌دهد. کودکان بین چهار تا شش سال در کلاس‌های هشت تا دوازده نفره یک برنامه آموزشی دو‌ ساله را به‌تدریج و مرحله به مرحله دنبال می‌کنند و والدین در تمام فعالیت‌ها حضور داشته و کودکان خود را در منزل یاری می‌کنند. فعالیت‌ها شامل آواز خواندن و حرکات کامل جسمانی است که در طی آن مقدمات «کیبورد» را می‌آموزند ولی هیچ نوع آموزش پیانو یا سازهای دیگر صورت نمی‌گیرد.

یک برنامه دیگر «دال کروز یوریتمیک»۱۶ است که در کنسرواتوار موسیقی ژنو به وسیله «امیل ژاک دال کروز»۱۷ تدوین شد و تکیه آن بر حرکات جسمانی و خلاقیت است. کودک اصول اولیه موسیقی مانند ملودی، ریتم و دینامیک را از طریق حرکات طبیعی و یاد می‌گیرد. همچنین سیلاب‌های سلفژ (دو‌ـ‌ رـ می‌ـ فاـ سل‌ـ لاـ سی)، تربیت گوش و بدیهه‌نوازی روی «کیبرد» را همراه با sight- singing مطالعه می‌کنند. روش آموزش «دال‌کروز» از طریق برنامه‌های ویژه به طور معمول با همکاری مدارس موسیقی اجرا می‌شود.

بعضی معلمان خصوصی هم از روش‌های آن برای تدریس ریتم استفاده می‌کنند.

دو روش دیگر که هر دو به وسیله آهنگسازان معروف قرن بیستم اروپایی ساخته شده‌اند، وجود دارد که شامل استفاده از آهنگ‌های محلی به عنوان مقدمه‌ای به موسیقی هستند.
 
 

روش «کار مدرسه اُرف»۱۸، ‌که به وسیله آهنگساز آلمانی به نام «کارل اُرف»۱۹ در سال ۱۹۵۰ تدوین شد بر رقص و فعالیت‌های ریتم‌دار تکیه دارد و هم از آهنگ‌های محلی و هم از ساختارهای محاوره‌ای که از طریق آهنگ‌های کودکستانی و بازی‌های بچه‌ها ابداع شده است استفاده می‌کند.

این روش همچنین با سازهای کوبه‌ای خاصی که توسط ارف توسعه داده شده و می‌توانند هم ریتم و هم ملودی به وجود آورند شناخته می‌شود. بسیاری از معلمان موسیقی در مدارس خصوصی و دولتی از روش‌های اُرف به عنوان قسمتی از کار تدریس خود استفاده می‌کنند.

آهنگساز مدرن دیگری که یک سیستم آموزش موسیقی به وجود آورد، «زُلتان ک‍ُدالی»۲۰ مجارستانی است و روش او که در سال‌های ۱۹۲۰ تدوین شده بود، در سال‌های ۱۹۶۰ به آمریکا معرفی شد. این روش که برای کودکان از سه سال به بالا ساخته شده است، هدف را رشد گوش دادن صحیح و حس ریتم کودک از طریق آواز قرار داده است و از آهنگ‌های کودکستانی و موسیقی محلی زادگاه کودک استفاده می‌کند. کودک از طریق آواز، خواندن و نوشتن‌ِ موسیقی را می‌آموزد و بعد از آن با استفاده از وسایل موسیقی آشنا می‌شود.

در کلاس‌های دبستانی می‌توان کودک را به کنسرت‌های مخصوص جوانان برد. در این کنسرت‌ها قطعه‌های کوتاه و متنوع اجرا می‌شود که توجه او را حفظ می‌کند و به طور محسوس کوتاه‌تر از اجرای آن قطعات برای بزرگ‌سالان است. همچنین کودکان می‌توانند از طریق گوش دادن به موسیقی در منزل و خواندن کتاب‌های کوتاه درباره موسیقی و آهنگسازان، شروع به آشنایی با انواع مختلف و دوره‌های موسیقی نمایند. پس از شش یا هفت سالگی آنها به رشدی می‌رسند که می‌توانند درس خصوصی با ساز را آغاز کنند.

وقتی که کودک مایل و قادر است که به تمرین با ساز و تکرار تمرین‌ها تن در دهد، تسلط بر مهارت‌های نوین هدفی عمده می‌شود. رشد مهارت‌های حرکتی ظریف ادامه یافته و باعث افزایش سرعت و فرزی آنها می‌شود و تا ن‍ُه سالگی توانایی کاربرد مستقل دست‌ها و نیز هماهنگی دست و چشم بهبود می‌یابد.

اجرا، ب‍ُعدی مهم به تجربه کودکان دبستانی از موسیقی می‌افزاید. بسیاری از کودکان به طور طبیعی از اجرا شاد می‌شوند. در این مرحله اگر والدین آنها را در سنین جوانی در این راه بیندازند از ترس‌های بعدی روی صحنه بودن در سنین بالاتر جلوگیری می‌کنند.

کودکانی که درس خصوصی موسیقی می‌گیرند می‌توانند در کنسرت‌هایی که معلمان یا مدرسه موسیقی آنها ترتیب می‌دهند بنوازند. همه کودکان می‌توانند در برنامه‌های آوازی یا سازی مدرسه، اجرا داشته باشند. سایر فعالیت‌ها مانند اردوگاه‌های تابستانی و فوق برنامه‌های مدرسه فرصت‌های مناسب برای اجرا یا شرکت در مراسم گروهی به وجود می‌آورد.


نوجوانان می‌توانند به کنسرت‌های موسیقی کلاسیک بروند و در اجراهای گروهی مدرسه شرکت کنند. شرکت در ارکسترهای دانش‌‌آموزی، گروه‌های مارش یا ک‍ُر می‌تواند دیسیپلین، کار گروهی و مهارت‌های اجتماعی را ارتقا بخشد. تئاترهای موزیکال می‌توانند برجسته‌ترین کارهای مدرسه در سال شوند.

این تئاترها تجربه‌های اجرایی باارزشی به نوجوانان می‌دهند. جوانان با علاقه‌ جدی در موسیقی کلاسیک می‌توانند در اردوگاه‌های موسیقی شرکت کنند، در رقابت‌های مدرسه یا سازمان‌های موسیقی وارد شوند، در فعالیت‌های موسیقی مذهبی شرکت کنند و به گروه یا انجمن‌های موسیقی ملحق شوند.

اگرچه کودکان می‌توانند در مدرسه تا درجات مختلف موسیقی یاد بگیرند ولی آموختن خصوصی یک ساز موسیقی، مهارت و ادراکی فراتر از درس‌های درون کلاس به آنها می‌دهد.
همچنین درس‌های خصوصی موسیقی باعث ایجاد اعتماد به نفس، دیسیپلین، توانایی استفاده بهینه از زمان و رشد ذهنی و مهارت عضلانی می‌شود. به علاوه درس خصوصی، کودک را از رشد عادات بد در نواختن سازها بازمی‌دارد. این عادات در مردمی که بدون سرپرستی معلم مبادرت به نواختن ساز می‌کنند به‌آسانی می‌تواند اتفاق بیفتد شروع درس‌های خصوصی بعد از عادات بد نواختن‌، ‌‌به‌خصوص در طولانی‌مدت‌، می‌تواند یادگیری اصولی را به طور جدی به تأخیر بیندازد. بنا به نوع ساز و روش آموزش، درس‌های خصوصی موسیقی می‌توانند از سه سالگی تا دوران دبیرستان آغاز شود. تحقیقات نشان داده است که روش آموزش از اهمیت کمتری نسبت به استعداد هنرجو، میزان تعهد او، روابط بین معلم و هنرجو و میزان تعهد و حمایت والدین برخوردار است.

کودکان می‌توانند یادگیری بیشتر سازهای موسیقی را در مقطع دبستان شروع کنند ولی نباید درس‌های آواز را قبل از سن بلوغ آغاز کنند. (برای دختران دوازده تا چهارده سال و پسران پانزده تا هفده سال) به دلیل تفاوت‌های فردی در رشد جسمی و ذهنی، مشخص کردن سن دقیق برای شروع آموزش موسیقی برای همه کودکان امکان ندارد. اما راهنمایی‌‌های کلی ممکن است. پیانو، ویولن و فلوت ریکوردِر می‌توانند در پایین‌ترین سنین آموزش داده شوند، اگرچه اندازه ویولن ۴/۱ یا ۴/۲ برای کودکان لازم است.


 

بزرگ‌ترین چالش در کار موسیقی، داشتن یک برنامه مرتب تمرین است؛ تمرین ساز بر پایه یک برنامه روزانه مرتب. بیشتر از هر فعالیت دیگر کودک احتیاج به دیسیپلین دارد. این تمرینات باید به طور مرتب بدون توجه به حال و هوای شخص، سایر برنامه‌ها یا داشتن یا نداشتن انرژی از سوی هنرجو دنبال شود.

تمرین موسیقی کاری تکراری در تنهایی است که به طور معمول احتیاج به زمان طولانی دارد تا نتایج محسوسی به دست دهد. تمرینات می‌توانند مؤثرتر انجام شوند اگر معلم نکات چگونگی تمرین را، نه فقط چه تمرین کردن را، به هنرجو بگوید. اگرچه تمرین موسیقی نباید به یک نیروی مداوم اصطکاک بین والدین و فرزندان تبدیل شود، والدین نیاز به ترغیب زیاد و تشویق منظم فرزندانشان دارند. مفید است که یک برنامه منظم تمرین برای کودک در نظر گرفته شود تا تمرینات جز جدانشدنی برنامه روزانه وی شوند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:33  توسط حمیدعبدلی  | 

موسیقی کودک چیست و تا چه حد مهم است؟

این پست رو تقدیم می کنم به تمام بچه های ایران زمین که بسیار مقموم واقع شدند.

 موسیقی کودک چیست و تا چه حد مهم است؟

. والدین تنها می‌خواهند آنها هرچه سریع‌تر بزرگ شوند و رشد کنند و شیرین زبان ، زرنگ و نابغه باشند. اغلب ما بزرگترها دوست داریم که بچه ها مینیاتور بزرگترها باشند. یعنی شعر حافظ را حفظ کنند یا مرغ سحر را با ساز بنوازند و برایمان جوک تعریف کنند. در حالی که کودک باید تجربه کند و بیاموزد.

کودک به نتیجه نهایی این یادگیری فکر نمی‌کند و صرفاً انجام فعالیت‌های دوره یادگیری برایش مهم است. اما والدین این حرف‌ها را قبول ندارند. آنها می‌خواهند بچه‌هایشان سریع‌تر ساز زدن را یاد بگیرند تا به آنها افتخار کنند.

 در صورتی که ابتدا باید موسیقی برای کودک معنا پیدا کند و این مسئله با شنیدن موسیقی خوب و آواز خواندن کودکان، انجام حرکات و  استفاده از سازهای ساده، شکل می‌گیرد. کودکان در سنین مختلف، ویژگی‌های متفاوتی دارند و چون مراحل رشد کودکی بسیار متفاوت است، برنامه‌های آموزشی کودکان در مقاطع مختلف نیز باید متفاوت باشد.

 نمی‌توان با بچه 4 ساله و 5 ساله، رفتار یکسانی داشت. همچنین برنامه‌های آموزش موسیقی باید با ویژگی‌های ذهنی و جسمی کودک، مناسب باشد تا به نتیجه مطلوب برسد. در حال حاضر متاسفانه در کلاس‌های آموزش موسیقی 15تا20، کودک شرکت دارند که در نتیجه فضای بچه‌ها برای حرکت، دویدن و راه رفتن را کم می‌کند.

موسیقی کودکان را باهوش تر می کند

 گوش دادن به موسیقی و یا نواختن آن به بهبود هوش و توانایی های حرکتی و کلامی کودکان کمک می کند .

به گفته پژوهشگران کودکانی که به نوعی با موسیقی سر و کار دارند نسبت به دیگر هم سالان خود در شنیدن و تشخیص صدا وهم چنین برقراری روابط کلامی از مهارت بیشتری برخوردارند.
به باور این پژوهشگران کودکانی که سه سال یا بیشتر به نواختن یک ساز پرداخته اند توانایی های حرکتی بیشتری دارند، هماهنگی بین دست و چشم و هم چنین قدرت تمرکز و خلاقیت در آن ها بیشتر است و در خواندن از روی متن و درک مطلب  نیز از هم سالان خود بهتر عمل می کنند. احتمال می رود بین آموختن موسیقی و افزایش قدرت تجسم فضایی و هم چنین درک ریاضی در کودکان نیز رابطه ای وجود داشته باشد.
 البته آموختن موسیقی مزایای بیشتری نیز برای کودکان به همراه دارد. آن ها را شکیبا، پیگیر و خود باور بارمی آورد و آرامش و شادی را در وجودشان جاری می سازد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:31  توسط حمیدعبدلی  | 

موسیقی‌کودک جزئی از فرهنگ موسیقایی سرزمین ماست

درچند‌دهه‌گذشته، درزمینه‌‌رشد‌کودک ، مراحل‌آن ‌واینکه‌کودک‌درهر مرحله‌چگونه می‌اندیشد، چگونه یاد می‌گیرد و ... ، تحقیقاتی وسیع انجام شده است.نتیجه‌ی این تحقیقات روی آموزش‌کودکان و روشهای آن و حتی روشهای آموزش موسیقی تاثیر‌گذاشته است.


پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند که پیش از هر چیز موسیقی باید برای کودک معنا پیدا کند.باید پیش از‌آموزش نت‌که دراین مرحله اهمیت چندانی هم ندارد،عشق به آواز خواندن دروجود کودک ریشه کند.این مرحله ازتمایل کودک به تقلید صداها برمی خیزد که مربی با تکرار آن را تقویت می‌کند‌ وکودکان به تدریج با مربی همگام می شوند.از این رو یادگیری موسیقی باید با آواز خواندن آغاز شود. اگر برنامه‌ی آموزشی به خوبی طراحی شده باشد، نه فقط‌عده‌ای اندک از کودکان با استعداد، بلکه همه‌کودکان قادرند بخوانند والفبای موسیقی را فراگیرند.

« سودابه سالم » ازجمله‌کسانی‌است که به مطالعه ،تحقیق وآموزش مداوم درزمینه موسیقی‌کودک پرداخته ودرکنار همسر خود پشنگ‌کامکار‌ و خانواده بزرگ‌کامکارها ، به طور متمرکز به کار موسیقی‌کودک مشغول است وآثار متعددی دراین حوزه منتشر‌کرده است ، وی معتقد است بچه‌ها همانطور‌که حرف زدن می‌آموزند،موسیقی هم می‌آموزند.کافی‌است به‌آنها فرصت بدهیم وتشویقشان‌کنیم تا بشنویم وببینیم‌که چگونه به سادگی می‌نوازند و می‌خوانند ودرسنین بالاتر با کمی راهنمایی حتی می‌توانند با وسایل ساده سازهای گوناگون بسازند.

اما رشد هوش موسیقایی، مستقل از دیگر جنبه های هوش نیست، به همین سبب‌آگاهی مربیان ازنظرات روانشناسان متخصص رشد و آموزش کودکان، اطلاع از حیطه‌های متفاوت رشد موسیقایی کودک وراههای گسترش اطلاعات موسیقایی اوضروری است .درنهایت بهره‌گیری خلاق ازاین مهارتها وشیوه آموزش و برنامه ریزی کلاس موسیقی،آن را به یک هنر تبدیل می‌کند.

آخرین اثر خانم سالم که به تازگی توسط انتشارات سوره مهر منتشرشده کتابی است تحت عنوان « بخوان با من، بساز بامن» که در۴۹ صفحه ، به شمارگان۵۵۰۰ نسخه ودرقطع رحلی به‌عنوان الگویی برای‌استفاده کودکان ، مربیان، والدین وعلاقمندان به آموزش موسیقی‌کودکان منتشرشده است . این کتاب با بهره‌گیری از تصاویر واشکال متنوع ومرتبط، بچه‌ها را با موسیقی ، الفبا وآلات موسیقی آشنا می‌کند وسعی دارد از طریق موسیقی طبیعت وهارمونی جاری در آن تخیل وداستان پردازی موسیقیایی ذهن کودک را برانگیزد وتصویری از موسیقی را درذهن او ایجاد کند.

آنچه درپی می‌آید حاصل گفتگویی است‌که روابط‌عمومی انتشارات سوره مهر به بهانه انتشار کتاب ” بخوان با من ، بساز با من “ با ایشان صورت داده است.

 
 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:26  توسط حمیدعبدلی  | 

موسیقی کودک در ایران

 

● موسیقی کودک:
فلسفه ی اینکه گفته میشود موسیقی کودک و اینقدر هم براهمیت آن تاکیدمیشود واقعاً چیست؟ یعنی واقعا ًجامعه ی ما در این حد وسیع به موسیقیدان نیاز دارد؟مسلما ًاینطور نیست.درحقیقت هدف چیز دیگری است. ما موسیقی راوسیله ای قرارمیدهیم برای رشد شخصیّت وپیشبردکودک درعرصه های اجتماعی،تربیت موسیقیدانان زبردست تنها یکی از اهداف موسیقی کودک میباشد.


بطورکلی موسیقی کودک گستره ای به وسعت دنیای کودکی است ودر چنددوره و مبحث خلاصه نمی شود. بخش عمده ای ازمهارتهای مربی موسیقی کودک با مسائل تربیتی مر تبط است که شاید ارتباط زیادی با موسیقی نداشته باشد،مثلاًاصول کلاس داری،تشویق وتنبیه،خصوصیات گروه سنی کودک،علاقه مندیهاوتواناییهایشان درسنین مختلف و استفاده از روش ها ی گوناگون برای سنین مختلف،که با تجربه ومشورت ومطالعه قابل دسترسی است.

در کار موسیقی کودک، موسیقی یک بخش است و بخش دیگر،مسایل تربیتی است که شامل تربیت جسم،روح وعقل کودک میشودواین مقوله بسیاروسیع است و به عبارتی مربی باید در دومبحث موسیقی و روانشناسی کودک مهارت کامل را داشته باشد تا اینکه بتواند کودک را بشناسد و بر آن اساس محتوای آموزشی خود را تدوین کند.

● شروع موسیقی کودک:
میتوان گفت آغاز آن در ایران از زمانی که اتل متل توتوله، آسیاب بچرخ، گرگم و گله میبرم و .... به وجود آمده موسیقی کودک نیز به وجود آمده. چون تمامی اینها مجموعه بازیهایی بوده اند که همراه با حرکت، ریتم و موسیقی بوده که کودکان انجام میدادند. دقیقا ًآن حالتهای موزیکال، ریتم های زیبا و سوال و جوابهای ریتمیک و تکرار الگوهای ریتمیک که کودکان در قالب بازی انجام می دادند. بارون میاد شر شر پشت خونه ی حاجر حاجر عروسی داره ... یک همچنین شعرهایی که بچه ها میخواندند و دست هم را میگرفتند، میچرخیدند و بازی میکردند، میتوان شروع موسیقی کودک را از همین جا دانست.

البته در سالهای اخیرفعالیت های بسیار ماندگاری انجام شده که موسیقی کودک رادر ایران رواج و رونق بخشیده است. امروزه خیلی از مردم این بخش از موسیقی راکمابیش میشناسند ما در تمام شهر های بزرگ این موسیقی را داریم. حتی من در شهرهای کوچک نیز سراغ دارم که موسیقی کودک کار میشود و رشد خیلی خوبی داشته است. به نظر من موسیقی کودک یک روند کاملا صعودی را داشته و اگر چه موانعی در این مسیر وجود دارد اما موسیقی امروز رشد کرده است، درست است که ما امروز نوازنده های عالی کم داریم، درست است که دانشگاه موسیقی ما آنقدر قوی نیست، و... ولی موسیقی ما رشد کرده است. فرهنگ عمومی پذیرش موسیقی بالاتر رفته است.

● استقبال خانواده ها:
یک امپراطوری بزرگ ویک تمدن عظیم ابتدا نیاز به تاخت و تاز و فتح مناطق وسیع را دارد و بعد از فتوحاتش به ساخت و ساز و آبادانی می پردازد.وضع موسیقی کودک نیز در ایران در حال حاضر همینگونه است ابتدا دارد همگانی میشود (چه بصورت غلط چه درست) تا بعد از آن بتواند فرهنگ کامل خود را کم کم شکل دهد و آنگونه که شایسته است شکل اصلی خود را پیدا کند.
به نظر من برای به وجود آمدن هر فرهنگ، نیاز به یک سیر تدریجی منظم است که این سیر از پایین ترین درجه شروع می شود و به تکامل می رسد. در موسیقی کودک نیز این تکامل از پایین ترین درجه ی آن که آشنا شدن خانواده با نام رشته ای بنام موسیقی کودک، ارف،یا کلاس بلزوفلوت،(یاهر تصورغلط یا درست دیگر) است شروع می شودوبا فرستادن کودک به کلاسهای مربوطه اولین اقدام برای اینکه فرهنگ موسیقی در یک خانواده شروع به رشد ونمو کند شکل میگیرد و البته که نبایدانتظارداشت که به یکباره همه مسایل با هم اتفاق بیفتد. مثلاً درخانواده ای که موسیقی حرام شناخته می شود نمی توان انتظار همکاری در رشد این فرهنگ را داشت، پس نیاز به زمان و رفع موانع و یک سیر تکاملی منظم دارد.

بطور کلی استقبال خانواده ها خوب است.اما متاسفانه درصد کمی از این استقبال جنبه ی فرهنگی داشته، یعنی درصد کمی از خانواده ها به این صورت بوده که بگوییم، فرهنگ خانواده بالا رفته و آمده اند که موسیقی آموزش ببینند. بیشتر دیده اند که کلاس موسیقی است و بچه ها ساز میزنند، خوشایندشان بوده، خوششان آمده، دوست داشتند و بچه هایشان را به کلاس موسیقی فرستاده اند،که البته این اتفاق بدی نیست چون شروع یک فرهنگ سازی است اگرخانواده خوب توجیه شود، بعد از شروع کردن موسیقی این وظیفه ی مربی است که با خانواده ها کار کند و به آنها بینش فرهنگی بدهد. یعنی از آن زمانی که یک شروع احساسی بوده، تبدیل شود به یک کاری که حال دیگر از لحاظ فرهنگی نیز برای خانواده اهمیت دارد، یعنی زمانی که کودک میخواهد دوره ی موسیقی کودک را تمام کند،خانواده به یک بینش فرهنگی رسیده باشد که دیگر ادامه موسیقی، هم برای کودک و هم برای خانواده ی او ارزش دیگری را دارا باشد.
چه بسا خیلی ازخانوادها به این شرایط برسند وعده ای نرسند.

همچنین، به دلیل اینکه در ایران موسیقی حرام بوده، در نتیجه برای مردم آموزش موسیقی مطرح نبوده، خب مردم هم از لحاظ فرهنگی و سواد در سطوح پایین بوده اند و قطعا ًدر چنین جامعه ای طول میکشد که به موسیقی توجه بشود. زمانی که آموزش نباشد پذیرفتن مسائل سخت است. مثلا ًقوانین راهنمایی رانندگی،یا... وقتی که آموزش در کنار آن است خیلی زود تر این قوانین در جامعه جایگاه پیدا میکند. شما تا زمانی که به فردی آموزش نداده اید، نباید توقع امتحان از وی داشته باشید، نباید توقع نمره ی خوب از او داشته باشید. زیراچنین چیزی غیرممکن است. موسیقی هم همینطور است، زمانی که اطلاع رسانی و آموزش باشد رشد میکند.

زمانی که شما موسیقی را در اختیار جامعه نگذاشته اید تا موسیقی خوب را بشنود و استفاده کند،زمانی که راه و چاه را جلوی پایش نگذاشته اید که چه موسیقی ای از نظر محتوی خوب، چه موسیقی ای متوسط و چه موسیقی ای ضعیف است، از چنین جامعه ای نباید توقع داشت که در امتحان شنیدن موسیقی بیست شود و یا درگذاردن کلاس موسیقی برای فرزندخودعالی باشد. باید آموزش داده شود، و بعد توقع خوب بودن را داشت. من اینطور فکر میکنم جریانی را که از همان سالهای پیش شروع شده باید ادامه پیدا کند تا اینکه شکل بگیرد ، نگاه کنید، یک سری از افراد در دورانی کودکان خود را در کلاسهای موسیقی ثبت نام کردند و اکنون آنها شده اند اساتید امروز، این اتفاق در امروز، دو سه برابر افتاده است، خیلی های دیگر این کار را کردند، و در نتیجه باید به آینده موسیقی وموسیقی کودک امیدوار بود.

● مقایسه ی موسیقی کودک در ایران و خارج از ایران:
من همیشه به همکاران میگویم که ما در ایران فقط امکانات کم داریم والبته بینش عمومی صحیح،وگرنه با توجه به تحریم آن، موسیقی کودک در جامعه ی ایران خیلی خوب ریشه دوانده است. کارهایی که امروزه درزمینه ی موسیقی کودک در ایران انجام میشود کاری است که در اروپا و امریکا هم انجام میشود. ما الان در کشور های خلیج فارس که انقدر ثروتمند هستند و در رفاه کامل به سر میبرند، به این شکل موسیقی ارف نداریم. فقط یک سری دانشگاه های خارجی در آنجا شعبه دارند که کارهای مختصری در این زمینه انجام میدهند، ولی موسیقی ارف به این شکل من ندیده ام.مسلما ًما خیلی جلو هستیم، ما فقط امکانات نداریم، همین کاری را که ما در ایران انجام میدهیم اروپایی ها با امکانات بیشتر انجام میدهند، والبته مردم آنجا هم خیلی خوب متوجه میشوند که مربی دارد چه کارمی کند و این در ایران متفاوت است در ایران در وهله ی اول، امکانات کم است و دیگر اینکه مخاطبین هم کاملا توجیه نیستند.

البته کیفیت سازها پایین است و ساز با کیفیت، خارجیست که قیمت بالایی دارد و ساز هایی که در ایران تولید می شود اصولاً ازشرایط مناسبی برخوردار نیست وزود کیفیت خود را از دست می دهد.

● نقش مربی:
یک مربی مسلما باید از لحاظ فن موسیقی
۱) نوازندهء خوبی باشد
۲) صدایی دقیق داشته باشد و سلفژ کار کرده باشد.
۳) با مبانی تئوری کاملاً آشنا باشد
۴) با مبانی آهنگ سازی آشنا باشد
۵) با مجموعه ی ساز هاآشنا باشد و موسیقی را بفهمد .
▪ از لحاظ تربیتی
۱) کودک را خوب بشناسد و بتواند خوب ارتباط برقرار کند (به صورت اولیه یعنی این را بفهمد که این شخص کودک است و با بزرگسال فرق دارد )
۲) تمام شرایط کودک را بتواند تحمل کند،روانشناسی کودک بداند و روش های خاص آموزش به کودک را بداند
▪ جنبه های رشد کودک
۱) جسمی حرکتی
۲) اجتماعی
۳) عاطفی
۴) ذهنی شناختی
۵) گفتاری زبانی آشنا باشد.
در حقیقت وظیفهء معلمین، رشد ِاین پنج جنبه است، نه فقط آموزش صرف موسیقی، معلم موسیقی در وهلهء اول، باید از موسیقی برای رشد این پنج جنبه استفاده کند،یعنی موسیقی به صورت یک ابزاردر خدمت تربیت کودک به کار گرفته شود واین می تواند با استفاده از خلاقیّت های معلم باشد. بعد از این کودکان بااستعداد و علاقه مند برای فعالیتهای جدیتروحرفه ای تر موسیقی جدا می شوند.

البته، عده ای از معلمین به این مسائل آگاهی ندارند اما عده ای این آگاهی و شناخت را دارند اما نمی توانند بطور دقیق طبق باورهای خود عمل کنندو این بیشتر به شناخت خانواده ها از فعالیتهای موسیقی وتوقعشان از معلم موسیقی برمیگردد زیرا دلیل اصلی این کلاس هابرای بعضی از خانواده ها تعریف نشده مانده،وتنها اهداف آموزشی موسیقی رادنبال میکنند. و معلم مجبور است که توازنی بین نیاز احساسی خانواده و جنبه های تربیتی کودک برقرار کند .البته در سال های اخیر این مسئاله در بین خانواده ها تعدیل یافته، اما نیاز به فرهنگ سازی در این زمینه بسیار است که از وظایف اصلی معلم همین فرهنگ سازی است .

● نقش جامعه:
به نظر من مردم کمی تنبل شده اند اگر در گذشته آبگوشت غذای مردم بوده امروزه ساندویچ جای آن را گرفته، اتفاقی که در موسیقی افتاده مشابه به همین مسئاله است، یعنی جامعه دوست دارد به آنچه که راحت تر است برسد و برای رسیدن به کالای باارزش تلاش کمتری می کند. موسیقی کلاسیک غربی و ایرانی و موسیقی کودک از نوع پرمحتوای آن چون وقت گیرترند و شرایط خاص خود را میطلبند، کمتر مورد توجه قرار می گیرند درنتیجه به موسیقی پاپ روی می آورند. در آموزش موسیقی نیزاکثرا همین گونه عمل میکنند ومی خوا هند زود به نتیجه برسند. باید این ذهنیّت اشتباه جامعه را در مورد موسیقی تغییر داد، تا خانواده ها به بینش بیشتر و بهتری نسبت به موسیقی، به ویژه موسیقی کودک برسند. البته در این میان رسانه ها،موسسات هنری و رسمی جامعه، مانند خانه ی موسیقی، ارشاد اسلامی، آموزشگاه ها، دانشگاه، کانون پرورش فکری، حوضهء هنری و ... می توانند بیشترین سهم را در ساماندهی این فعالیت ها داشته باشند.

● پیشنهاد:
وضعیت آنطور نیست که بگوییم چه کار کنیم، من فقط همین را می توانم بگویم که باید هر کسی هرکاری از دستش بر می آید انجام دهد، ما زمانی می توانیم بگوییم چه کنیم که دولت بودجه ای به این امر اختصاص دهد وموسیقی کودک رسما مورد حمایت قرار گیرد.

نکته وسخن در ابن باب بسیار است وعمر این مصاحبت ما کوتاه به امید روزی که هر کودک ایرانی از نعمت موانست با موسیقی لذت وافر ببرد

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:22  توسط حمیدعبدلی  | 

زندگی مثل پیانو است

 

زندگی مثل پیانو است

دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها

اما زمانی می توان آهنگ زیبایی نواخت که

 دکمه های سیاه و سفید را با هم بفشاری


     هنر، آفرينشي عاشقانه است. 

پیانو هشتاد و هشت تا کلید داره

با کلید شروع میشه و با کلید تموم میشه

اما پایان داره

اون چیزی که تموم نمیشه

 تو هستی که پشت پیانو نشستی

دنیا هم پیانوی خداونده

پیانویی که بینهایت کلید داره

ولی با یه همچین پیانویی نمیشه آهنگ ساخت

توی دنیای سر به فلک کشیده ی ما همه چیز هست

 جز " پایان "

پایان زندگی ما غرق شدن در کشتی تنهایی

 پیانوی هشتاد و هشت کلیدی ماست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 13:28  توسط حمیدعبدلی  | 

سرودانتظارتوترانه دلم شده

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 15:27  توسط حمیدعبدلی  | 

موسیقی یعنی نزدیک شدن

 

موسیقی یعنی نزدیک شدن

به احساسات یعنی به اوج رویاها

روسنگ قبرم بنویس انجا مجال گریه نیست ....

 هرکی میخواد گریه کنه بهش بگید اون دیگه نیست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 14:6  توسط حمیدعبدلی  |